السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
646
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
چنانچه منكر نكول كند ؛ بدين معنا كه نه قسم بخورد ونه آن را به مدّعى برگرداند ، قاضى به أو مىگويد : يكى از آن دو را اختيار كن وگرنه تو را نأكل به حساب مىآورم . از باب احتياط اين جمله را سه بار تكرار مىكند . در صورت اصرار منكر بر نكول ، به گفته برخى ، قاضى اقدام به صدور حكم عليه أو مىكند وبه گفتهء برخى ديگر ، قسم را به مدّعى بر مىگرداند . 78 اگر مدّعى بيّنه داشته باشد ، آيا قاضى مىتواند از أو بخواهد بيّنهء خويش را احضار كند يا چنين درخواستى جايز نيست ؟ مسئله اختلافى است . 79 با حضور بيّنه ، قاضى - پس از درخواست مدّعى - از بيّنه سؤال مىكند وبا گواهى دادن شهود ، در صورتي مىتواند حكم صادر كند كه مدّعى خواهان آن باشد ؛ ليكن برخى گفتهاند : بدون درخواست مدّعى نيز مىتواند اقدام به صدور حكم كند . 80 بعد از احراز عدالت گواهان ، قاضى از طرف مقابل مىپرسد : آيا دليلي بر فسق وعدم عدالت شهود دارى ؟ اگر پاسخ مثبت باشد ، به أو براي ارائهء دليل مهلت مىدهد 81 - - ) تزكيه ) . مدّعى با اقامه بيّنه قسم داده نمىشود ، مگر در شهادت بر ميّت . 82 آيا شهادت بر كودك ، ديوانه يا غايب نيز ملحق به شهادت بر ميّت است - ومدّعى قسم داده مىشود - يا نه ؟ مسئله محل اختلاف است . قول نخست به مشهور نسبت داده شده است ؛ ليكن در غايب ، قاضى مال أو را - پس از اخذ كفيل وضامن از مدّعى - به وى مىدهد . 83 اگر مدّعى بگويد : بيّنه دارد اما غايب است ، حاكم أو را ميان صبر تا حضور بيّنه وقسم دادن مدّعى عليه مخيّر مىكند . 84 سكوت : با سكوتِ مدّعى عليه در برابر ادعاى مدّعى ، قاضى أو را ملزم به پاسخ مىكند . در صورت ادامهء سكوت از روى عناد ولجاجت ، تكليف قاضى در برابر أو چيست ؟ آيا بايد به زندان افكنده شود تا زماني كه پاسخ گويد ويا با زدن ومانند آن - از باب امربه معروف - وأدار به پاسخگويى گردد ويا اينكه قاضى أو را تهديد كند :